تبليغاتX
تسلیم - شاید این جمعه برود

تسلیم

من مشو ! از من بشو تا من شوی

شاید این جمعه برود تنبلی هامان شاید

شاید این جمعه بدانیم که تا کاری نکنیم زندگی مارا به هر سوئی که بخواهد ببرد شاید

شاید اگر از جایمان برخیزیم و قناعت نکنیم به هر آنچه هست ،خدا را به شوق آوریم و بخواهیم صلح جهان و بکاریم تخم جهاد

شاید ای خفته کنارم کاری بکنیم که دگر بچه ای درخت کنار خیابان را نشکند و پدری آشغالش را روی زمین پرت نکند

شاید این جمعه برود هرچه تاریکی و جهل از ذهن هامان و بیابیم آگاهی را در دل هر ذره خاک در پس پرده ذهن

شاید این جمعه توان لحظه را در یابیم و دگر منتظر جمعه دیگر نشویم شاید این جمعه کاری بکنیم

شاید در پس هر لحظه بیابیم جمعه ای را و به گرد هم آئیم و جمع شویم و قرائت کنیم طرح خدا را که در لایه بالائی مغز سالهازندانیست

شاید اینبار طرح خداوندی را اجرا بکنیم و بدانیم که ما کم نداریم ز رسولان زمان و خویش را لایق امت بکنیم

شاید این جمعه بیابیم شجاعت را در دل خویش و پای از گلیممان جلوتر بنهیم و بپریم تا ...

شاید نه باید کاری بکنیم تا پرستو را شاد کنیم و فوک دریای خزر را حیاطی نو ببخشیم و فلک را کر کنیم و خدا را خشنود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:32  توسط رضا  |